تبليغاتX
نوری در ماه
نوری در ماه
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386
روال معمول زندگی اخیر....!!!!

این مدت ، زیاد خوب نبود به جز دو روز آخر هفته ؛ دارم برنامه ریزی میکنم ؛ برای خیلی چیزا ؛ به طور جدی تصمیمات مهمی درباره زندگیم گرفتم البته اگه بشه و خدا بخواد و کمکم کنه.

 

احساس خوبی دارم چون این دفعه هم خدا شرمندم کرد و یک بار دیگه چنان قدرتشو برای شناخت اطرافیانم بهم نشون داد که جز شرمندگی هیچی ندارم.فکر میکنم گفته بودم که عادت دارم از بحران های زندگیم تجربه بگیرم و سعی کنم دیگه تکرارشون نکنم. شخصاً چون از آدمای مقاوم و محکم خیلی خوشم میاد خیلی دوست دارم اونجوری باشم ولی فعلاً که خیلی ضعف دارم.

 

وبلاگمو دوست دارم.هر دفعه که دوباره مطلبای خودم رو میخونم خیلی برام جالبه.احساسای متغیرم. تنفرهام،دوست داشتنی هام، دغدغه هام، تنوع طلبی هام، دلخوری هام، ذوق کردنام و همه و همه با کلی تفاوت. بعدش وقتی همشونو میزارم کنار هم تعجب میکنم که همگی تو وجود من هستند.هر کدومشون رو تو یه موقعیت و دوران خاصی نوشتم.اینجاست که به پیچیدگی انسان بیشتر پی میبرم. من خیلی دوست دارم اطرافیانم رو تا اونجایی که بهم ضربه نزنه، با تفاوت و اختلافات شخصی بشناسم. چون همه تفاوت ها برام نشون دهنده ی یه دنیای تازه و زیباست.دنیاهای کوچکی که برای هر کسی میتونه خیلی بزرگ باشه.

 

از 2خرداد به بعد امتحانات میان ترم خیلی فشرده میشه. چند تا درس اختصاصی و 4 واحدی رو با اختلاف زمانی کم ، پشت سر هم امتحان دارم.

 

زندگی بد نیست.نه تنها ناراضی نیستم بلکه رضایت هم دارم. فعلاً که در آرامش گذر لحظه ها و ثانیه ها سیر میکنم. گاهی اوقات هم کوکه کوکم و کلی خوش میگذره البته اگه بعدش شیطون و هم دستاش بزارن  ولی در کل اوضاع خوبه!!!

 

راستی یه سفر هم در پیش دارم البته الآن نه!!! تا یکی دو هفته ی آینده که امیدوارم به خوبی و خوشی بگذره.انشاااااااااااااااااااالله.....

 

احتمالاً آدرس اینجا عوض میشه.دیگه دوست ندارم بعضی ها به علت بی جنبگی مطالبمو بخونند. آدرس جدید رو خودم اعلام میکنم.




لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:24 توسط : آیدا

RSS